Skip to content

حضرت آیت الله سید حسین آیت اللهی

حضرت آیت الله سید حسین آیت اللهی ‍(ره) فرزند برومند مرجع فرزانه حضرت آیت الله العظمی سید عبد المحمد آیت اللهی (ره)‌و نوه بزرگوار مرجع مجاهد،‌علامه جلیل القدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید عبد الحسین نجفی (ره) و از سلسله جلیل سادات موسوی است که نسب ایشان از طریق امامزاده رکن الدین- مدفون در دزفول- به حضرت حمزه فرزند امام موسی بن جعفر (ع) – مدفون در ری –  می رسد.

جد بزرگوار ایشان حضرت آیت الله العظمی حاج سید عبد الحسین نجفی (ره)‌از شاگردان برجسته مرحوم میرزای شیرازی و دارای اجازه اجتهاد مرحوم میرزا محمد حسن شیرازی- صاحب فتوای تنباکو- بودند ایشان در پاسخ به درخواست عده ای از بزرگان و مردم جنوب فارس به خصوصلارستان مبنی بر اعزام یکی از علما از نجف جهت ارشاد و پیشوایی مردم در امور دینی و معنوی و رهبری آنان در راه جهاد با اشرار و ظلمه بهخصوص دست نشاندگان استعمار انگلیس، آیت الله العظمی نجفی (ره)‌را روانه لار نموده و خطاب به مردم می فرمایند  « با بردن ایشان نجف را به لار می برید.»

آن علامه مجاهد پس از سالها حضور فداکارانه در لار و مبارزه با ظلم و ستم خوانین و رهبری قیام مقدس مردم جنوب ایران برعلیه استعمار روس و انگلیس و تجهیز و تهییج سرداران دلاور چون رئیس علی دلواری، در پی اشغال لارستان توسط نیروهای استعمار به سمت فیروز آباد و جهرم حرکت کرده و پس از عمری جهاد و مبارزه و هدایت آگاهانه مردم در شهرستان جهرم دار فانی را وداع گفته وجنازه آن مرحوم در همین شهر دفن می گردد.                                                       

پس از رحلت حضرت آیت الله العظمی سید عبد الحیسن نجفی (ره) مرجعیت و زعامت مردم به عهده فرزند ایشان حضرت آیت الله العظمی سید عبد المحمد آیت اللهی (ره)‌قرار می گیرد و ایشان پس از فوت پدر به درخواست مردم لار عازم آن منطقه می گردند. آن سالها که دوره آغازینحکومت سیاه پهلوی بود به علت مبارزه و قیام مسلحانه علیه حکومت، معظم له را دستگیر کرده، تحت مراقبت قرار می دهند و بی درنگ دستگاه حکومت خواهان اعدام ایشان می گردد ولی توصیه های مکرر علما و مراجع عظام نجف و ارسال تلگرافهای متعدد به تهران حکومت را از این امر منصرف نموده و دستور تبعید ایشان را به شیراز صادر می کند در خلال همین مسافرت است که در مردادماه سال ۱۳۱۰ در پی توقف کوتاهی در جهرم حضرت آیت الله سید حسین آیت الله (‌ره) دیده به جهان گشوده و چند روز بعد به همراه این کاروان که به تبعیدی اسارت گونه می رفت رهسپار شیراز می شوند.

حضرت آیت الله حاج سید حسین آیت اللهی (ره)‌دوران کودکی و نوجوانی خود را با رنج سالهای تبعید پدر و غربت و تنهایی سپری نمود و در آغاز جوانی به علت شوق وافر به تحصیل علم قدم در راه تحصیلات علوم دینی نهاد ایشان پس از طی مراحل مقدماتی در شیراز از محضر اساتید بزرگواری چون آیت الله سید محمد باقر آیت اللهی – معروف به حاج عالم – و آیت الله حاج سید محمد کاظم آیت اللهی و حضرت آیت الله حاج شیخ ابوالحسن حدائق بهره بردند و در نهایت به محضر درس مرجع وارسته حضرت آیت الله العظمی شیخ بهاء الدین محلاتی راه یافته و دوره سطح را در حضور آن مرجع بزرگ به پایان رساندند. روح مبارزاتی و ظلم ستیزی ایشان باعث شد که فریاد همیشه خروشان آن مجاهد شجاع بر علیه ابتذال و بی بند وباری حکومت پهلوی در همه جا طنین انداز شود و در محضر درس آیت الله محلاتی به عنوان یک طلبه مبارز و فریادگر معرفی گردد.

تا اینکه به علت یک بیماری سخت مجبور به عزیمت به تهران جهت مداوا گردیدند و در آنجا در یکی از مدارس علوم دینی ساکن شدند.

آن سالها که همزمان با قیام مقدس آیت الله کاشانی بود آیت الله آیت اللهی فرصت مناسبی یافتند تا به صف مبارزین علیه استعمار به رهبریآیت الله کاشانی بپیوندند ایشان بارها خاطرات شیرین حضور خودشان را در محضر آیت الله کاشانی و تحولات آن زمان باز گو می نمودند و می فرمودند: ( آنروز که به تحریک استعمار، طرفداران مصدق بیت آیت الله کاشانی را سنگباران کردند بنده آنجا بودم و در این تهاجم مجروح شدم. )

علاقه بسیار این عالم بزرگ به علم و دانش، ایشان را برای ادامه تحصیلبه شهر مقدس قم کشانید و در آنجا از محضر اساتید وارسته ای همچون آیت الله سلطانی طباطبایی و آیت الله علمائی استفاده نموده سپس به محضر درس مرجع کبیر حضرت آیت الله العظمی بروجردی (ره)‌گام نهادند که از تقریرات درس خارج حضرت آیت الله العظمی بروجردی کتاب طهارت، خمس و قضا را به رشته تحریر در آوردند.

اما اوج شکوفایی علمی و معنوی ایشان گام نهادن در محضر درس مرشد و مراد خود حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (ره) است همسر مکرمه ایشان نقل می کند « روزی آقا در حالی که حالی متفاوت با روزهای قبل داشتند و از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدند به منزل آمدند و فرمودند امروز گمشده خود را در حوزه ها یافتم کسی که می تواند سالها تشنگی مرا سیراب کند او شخصی است به نام حاج آقا روح الله »

میزان اشنایی آیت الله آیت اللهی با امام خمینی و ارتباط معنوی با ایشان در قالب شش دفتر بعنوان تقریرات درس اصول و فقه کاملاً مشهود استمعظم له همواره حضور چند ساله خود را در درس امام خمینی (ره) بزرگترین افتخار قلمداد می کردند.

در اوج سالهای ظلم و بیداد حکومت پهلوی عده ای از مردم جهرم که از ظلم دست نشاندگان دستگاه طاغوت به ستوه آمده بودند و پناهگاه خودرا در یافتن انسانی ظلم ستیز و وارسته جستجو می کردند دست به دامان مرجعیت شده و از مرحوم آیت الله العظمی سید عبد المحمد آیت اللهی (ره)‌که در شیراز در تبعید به سر می بردند در خواست کردند که فرزند خود حضرت آیت الله حاج سید حسین آیت اللهی (ره) را جهت ارشاد و رهبری مردم به جهرم بفرستند.

آیت الله حاج سید حسین آیت اللهی (ره) با توجه به اشتیاق وافر به تحصیل علوم دینی بویژه محضر درس حضرت امام (ره) ابتدا عزیمت به جهرم را قبول نکردند ولی در یکی از دیدارها که عده ای از اهالی جهرم به محضرشان رسیده و از ظلمهای که به مردم رفته سخن گفتند روح هدایت گر و نجات بخش ایشان سفر به جهرم را لازم دانسته و هجرت الی الله خود را آغاز نمودند.

پس از حضور در جهرم و انتخاب مسجد به عنوان پایگاه اصلی مبارزه، با همت و تلاش عده ای از مؤمنین مقدمات ساخت وساز حسینیه ی کویعلی پهلوان را در جهرم فراهم نموده و خود ایشان کلنگ این بنای حسینی را به همراه عموی بزرگوارشان حضرت آیت الله سید علی اکبر آیت اللهی (ره) به زمین زده و علی رغم ممانعت و فشار از طرف دستگاه حکومت با ایستادگی و شجاعت مرکز اصلی ارشاد و رهبری خود را در حسینیه بر پا

کردند

در سال ۱۳۴۰ و پس از فوت حضرت آیت الله سید علی اکبر آیت اللهی (ره) در جهرم که مسئولیت اقامه نماز جمعه را پس از پدر و برادر ارشد خود بر عهده داشتند به درخواست مردم و موافقت حضرت آیت الله العظمی سید عبد المحمد آیت اللهی (ره) در سنگر نماز جمعه قرار گرفته و با خطبه های آتشین و حماسی روح و جان مردم تشنه حقیقت و معرفت را سیراب کردند اولین نماز جمعه ایشان در مسجد امام حسین ( ع ) که پایگاه مبارزاتی و ارشاد جد بزرگوار و عموی گرانقدرشان بود اقامه نموده و سپس به علت ازدحام جمعیت و کمبود فضا – مسجدی که بعدها به نام مبارک امام خمینی نامیده شد،‌انتقال یافت

پس از پیروزی انقلاب و بر حسب حکم حضرت امام خمینی (ره)‌مبنی بر ادامه حضور ایشان در این سنگر خطیر و همت مردم خیر در ساخت وساز مصلی بزرگ جمعه همواره نماز جمعه باشکوه هر چه تمامتر در این مکان تا آخرین سال حیاتشان ادامه یافت و‌…

با آغازنهضت امام خمینی (ره) در سال ۱۳۴۲ حضرت آیت الله آیت اللهی (‌ره)‌با شناخت و معرفتی که نسبت به امام و مراد و مرشد خود داشتهمگام با نهضت وی تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران، جهرم را به یکی از کانونهای گرم مبارزاتی انقلاب تبدیل نمود و به علت ایراد سخنرانی ها و افشاگریها و ترتیب دادن رهپیمایی، در سال ۱۳۴۲ ، سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) ایشان را دستگیر و روانه زندان اوین کرد

پس از چند ماه تحمل سختی و رنج وشکنجه مجدداً به جهرم مراجعت نمودند. آنمرد مجاهد که درس ظلم ستیزی را از مکتب سرور آزادمردان جهان حضرت امام حسین (ع) آموخته بود بار دیگر به کانون مبارزاتی خود یعنی حسینیه قدم نهاد و هرگز آرام ننشست و همیشه و در همه جا مدافع انقلاب واسلام و امام بود.

در سال ۱۳۵۲ در مراسم تدفین پدر بزرگوارشان اقدام به سخنرانی کوبنده ای بر ضد رژیم نموده و مقلدان آن مرحوم را به تقلید از امام خمینی (ره)‌توصیه نمودند. پس از این سخنرانی ایشان را دستگیر و روانه زندان کردند و پس از بازگشت به جهرم و ادامه کار برای بار چندم در سالهای ۵۶ و ۵۷ به علت حمایت از انقلاب و امام بار دیگر باز داشت و به زندان اوین انتقال داده،‌ایشان را بطور کلی ممنوع الملاقات نموده و حتی به خانواده معظمشان اعلام کردند که نام او در لیست افراد اعدمی قرار دارد.

با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره)  و آغاز کینه توزیهای استکبار علیه ملت مظلوم ایران و ایجاد مشکلات بر سر راه انقلاب حضور انسانهای وارسته و آگاه به زمان در صحنه، عاملی بود که می توانست این مشکلات را از سر راه بردارد.

پس از پیروزی انقلاب و با وجود توطئه های شوم دشمنان بخصوص منافقین در اکثر شهر های ایران، حضور مؤثر و هدایت گر حضرت آیت اللهآیت اللهی (ره) در جهرم چون سدّی استوار مانع هرگونه رخنه و آشوب در صفوف آهنین این ملت بود و با آغاز جنگ تحمیلی، شهرستان جهرم با هدایت گری آن مجاهد خستگی ناپذیر سهم عزیمی در دفاع از این مکتب داشت.

پشتیبانی وتدارکات یک لشکر مستقل توسط مردم شهید پرور جهرم به ناملشکر ۳۳ المهدی (عج) در زمان جنگ و تقدیم ۱۲۰۰ شهید خود نشان این ادعاست. چه کسی می توانست خطابه های حماسی و رجز های دلاورانه آنمرد مبارز را بشنود و در مقابل تهاجم کفر و ظلم آرام بنشیند؟‌

آیت الله آیت اللهی (ره)‌باحضور مکرر در جبهه ها در کنار رزمندگان و در میان سنگر های آنان به سربازان امام زمان (عج) روحیه می دادند. حضورایشان در جبهه ها نه تنها پشتیبان رزمندگان شهرستان جهرم و استان فارس بود بلکه با حضور در لشکرها و پادگانهای گوناگون عامل تقویت روحی برای همه رزمندگان بود. حضور باصفای ایشان در سنگر رزمندگان علی رغم وجود امکاناتی که برای ائمه جمعه برای اسکان و پذیرایی در شهر اهواز مهیا بود ، مؤید روحیه شهادت طلبی و مجاهدت و دلاوری آنمرد بزرگ است.

حضور وی در تشیح جنازه همه شهدای شهرستان جهرم، اقامه نماز مستقل بر هرکدام از جنازه های پاک ومطهر آنان، شرکت در مجالس یادبودآن عزیزان تسلی دادن به باز ماندگانشان و روحیه دادن به آحاد مردم را کمتر کسی می تواند فراموش کند.

هر کس که کمترین آشنایی با دوران حیات با برکت و مقدس آیت الله آیت اللهی (ره)‌داشته باشد اذعان دارد که وی مردی بود که زندگی خود راوقف مردم بخصوص توده محروم و زجر کشیده کرده بود و همیشه خانه ایشان مامن و ملجا انسانهای دردمند و زجر کشیده ای بود که حل مشکلات خود را در مراجعه به این بیت شریف می دانستند . روحیه خدمت گذاری به مردم در ایشان در حد اعلی نمایان بود و علی رغم وجود مشکلات مختلف و تدریس علوم دینی به شاگردانشان اکثر اوقات شریفشان را صرف رتق وفتق امور مردم می نمودند. غیرت و همیت و مهربانی او این امید را در دل مردم زنده می کرد که این بیت، خانه امید مستمندان و محرومان است. ایشان به تنهایی تعداد زیادی از خانواده های بی سر پرست و تهی دست را تحت پوشش خود داشتند. دغدغه خاطر همیشگی او مردم و رفع مشکلات آنان بود. قسمت عمده خطبه های نماز جمعه ایشان به بازگو کردن مشکلات مردم و محرومین و توصیه به مسئولین جهت رسیدگی به مشکلات مردم بود.

حضرت آیت الله سید حسین آیت اللهی (ره) پس از عمری تلاش و مجاهدت وتحمل رنج و زحمت طاقت فرسا در امر تبلیغ دین و مکتی حقهجعفری و پس از سالها مبارزه با نفس و جهاد در سحر گاه نوزدهم ماه شوال در ایام شهادت رئیس مذهب شیعه حضرت امام جعفر صادق (ع) مطابق با بیست وپنجم دی ماه هزار و سی صد و هفتاد و نه(۱۳۷۹ )مقارن با اذان صبح به دیدار مبعود شتافت و جان مالامال از عشق و ارادت مردم را در داغ هجران گداخت.